الشيخ علي المشكيني

28

تفسير روان (فارسى)

حمد ثناى الهى لغت و اعراب : حمد تعريف و ستايش بر امر جميل اختيارى است اعم از صفت و فعل ، مانند علم و سخاوت ، نه امر غيراختيارى نظير بلندى قد و زيبايى چهره . اللَّه عَلَم است براى ذات يكتاى واجب‌الوجود كه واجد همهء صفات حسنه و عارى از همهء اوصاف رذيله و هر عيب و نقص است . رَبَّ اليتيمَ - از باب نَصَر - : يتيم را تربيت كرد و رب صفت است به معناى مربّى ، و نيز به معناى رئيس و مصلح و مالك . عالمين جمع عالَم ، و عالَم به هر يك از انواع موجودات جهان مثل آب ، آتش ، انسان ، فَرَس ، بقر و غيره ، و جمع آن عوالم و عالَمون ( و عالمين ) است . و نيز عالَم به معناى ما يُعلم به الشىء است يعنى چيزى كه به وسيلهء آن اشياء معلوم مىشوند ؛ و اطلاق مىشود بر همهء جهان ، چون وسيلهء علم به صانع اوست ، و روى اين معنا عالم جمع ندارد . رحمان و رحيم هر دو صفت مشبهه‌اند به معناى صاحب رَحْم يعنى حالت رقّت در شخص كه ملازم است غالباً با احسان به مرحوم . و اطلاق آنها بر خداوند به لحاظ لازمِ آن است يعنى احسان نه مبدأ آن كه حالت رقّت باشد . پس اين دو صفت در انسان از صفات ذات و در خداوند از صفات فعل‌اند . مالك : مسلّط تكوينى ، صاحب ملك اعتبارى . دين : طاعت ، جزاء ، حساب و مجموعهء قوانين آسمانى . عبادت : پرستش خاص يعنى نهايت خضوع در مقابل چيزى . تفسير : « الْحَمْدُ لِلَّهِ » الف لام « الحمد » يا براى جنس است يا استغراق . بنابر جنس ، معناى جمله اين است : ستايش و تعريفِ حق و به‌جا و كامل و بِالذات از آنِ خداوند است ، يعنى تعريف غير او ناقص و بِالغير است . و بنابر استغراق ، مفاد جمله اين است : همهء ستايش‌ها و توصيفاتِ صحيح و به‌جا حتى توصيف هر امر زيباى ديگرى از اجزاى عالم از آنِ خداست ، زيرا اوست كه به همه چيز زيبايى بخشيده ، پس همهء ستايش‌ها به او باز مىگردد . و محتمل است معناى ستايش از آنِ خدا است اين باشد كه خدا بايد كسى را يا چيزى را ستايش نمايد و ستايش غير او بىارزش است . « رَبّ الْعلَمِينَ ، الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ » يعنى : خدايى كه تربيت كننده و پرورش‌دهندهء جهان‌هاست : جهان جمادات ، نباتات ، حيوانات ، انسان‌ها و فرشتگان و جهان‌هاى تابعه ، زيرا اوست كه از خاك به تربيت تكوينى سنگ‌هاى مختلف